دیروز همه شبکه های خبری خارجی بخش عمده برنامه هایشان را به برخورد یک هواپیمای کوچک به ساختمانی در شرق منهتن اختصاص داده بودند. چیزی شبیه 11 سپتامبر خودشان و یا ماجرای سی 130 ما ، اما نکته جالب اینجا بود که اطرافیان معمولی این اتفاق فقط سعی در ثبت ماجرا داشتند. همه آنها یک هندی کم به دست گرفته بودند و می خواستند جریان را ثبت و ضبط کنند. کسی توی دست و پای ماموران آتش نشانی، پلیس و امداد وول نمی خورد. آنها فقط و فقط تصاویرشان را می گرفتند؛ خیلی خونسرد. اما آن دوستانی که در حادثه سی 130 شاهد و ناظر بودند از بلبشو و همهمه مردمان عادی و بی مسوولیت می گفتند؛ از مردمی که یک هو از دیدن آن اتفاق دلخراش و غیره منتظره دست و پا گم کرده بودند و عقل و فکر فراموش، مثل آن تیمهایی که از حریف گل و امتیاز عقب هستند و احساسی و خود جوش می تازند و شورش می برند تا بلکه جبران مافات کنند، انگار همه چیز برایشان تمام شده و فرصتی دیگر ندارند. نه که به هیچ نتیجه ای نرسند و کاری از پیش نبرند اما این واکنش بی برنامه و ناشیانه بی عقوبت هم نیست، می تواند فاجعه پشت فاجعه بیافریند و کار را از این که هست بدتر کند. راستی این همه تفاوت میان ما و آنها چگونه حاصل شده؟ این حس خود جوش بی پروای غیرتمند ستودنی است، اما پس لرزه هایش فاجعه آمیز است.
