صفحه ورزش اعتماد را تحویل دادم و خلاص؛ به همین راحتی. راستش دیگر حوصله ام سر رفته بود از این بلبشوی دنیای ایرانی ورزش و بی در و پیکری این حوزه و هوچی گری های بی حد و حصرش. با رفتن آقای سردبیر به مسافرت، مسوولیت صفحه گزارش تصویری به دوش من افتاد و پس از باز گشت این مسوولیت همچنان به قوت خود باقی است. نمی دانم تا چه حد توانسته ام شان صفحه را حفظ کنم، اما خب تلاشم را کرده ام. به شدت عکس لازم شده ام و البته از وبلاگ دوستان عکاس و عکس باز هم استفاده کرده ام؛ با یاد آوری نام عکاس! کار بیشتری از دستم بر نمی آید. خانمها و آقایان دیداری، نصیری، عامری و ... از خوش ذوقی تان ممنون!
سرجوخه حسابی از دست کلاغهای خبر چین شکار است! سرجوخه تا نزدیکی زمین های مین گذاری شده رفته و اتفاقا سر سلامت برنگشته؛ کمی از اعتبارش زخمی شده و مجروح است. ژنرال به سرجوخه مشکوک است. کلاغها کارشان را به خوبی انجام می دهند و سرجوخه هیچ تیری در تفنگ ندارد... تلاشی هم نمی کند تیری برای خود دست و پا کند. سرجوخه با شجاعت سرش را بالا می گیرد و می گوید: همین است که هست!
