تبليغاتX
جزيره بي خيالي

جزيره بي خيالي

یک كم سینما، یک کم فوتبال، یک کم کتاب... یک کم همه چی! از سحر طلوعی

ما گروگان می گیریم، آمریکایی ها هواپیمای مسافربری مان را نشانه می روند. ما یک عمر، یک نسل شعار مرگ بر آمریکا سر می دهیم، آنها الکساندر می سازند. ما پرچم آمریکا را آتش می زنیم، آنها با 300 جواب می دهند. ما مردم ایران و آمریکا خوب از پس هم برمی آییم. ببینم راستی هنوز هم آن نقش رنگ و رو رفته پرچم آمریکا زیر پای دانشجوهای دانشکده علوم دانشگاه تهران هر روز لگدمال می شود یا نه؟

+ نوشته شده در  Thu 19 Apr 2007ساعت 1:13 AM  توسط سحر طلوعي  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اگر آقای ایناریتو اپیزود ژاپن فیلم بابل را نمی ساخت به هیچ جا بر نمی خورد. اظهار نظر بی رحمانه ای نیست. بخشهای مربوط به ژاپن را یک بار در ذهنتان حذف کنید و نگران به هم ریختن پلات پیچیده فیلم نباشید. اتفاقی می افتد؟

در اینکه ایناریتو روی نقش آدمها در سرنوشت یکدیگر انگشت گذاشته و در هم تنیدگی ماجراهای آنها را در پلاتهای متصل دنبال می کند، شکی نیست. از عشق سگی گرفته تا ۲۱ گرم و این آخری بابل همه از یک فرمول پیروی می کنند، اما در ۲۱ گرم و عشق سگی نمی توان بخشی را حذف کرد به این امید که هیچ خدشه ای به فیلم وارد نمی شود. داستان شخصیتها به شدت در گروی یکدیگر است، اما در بابل درگیری های چیکو ، دختر ژاپنی، با دنیای اطرافش وصله ناجور فیلم است.

 

+ نوشته شده در  Sat 7 Apr 2007ساعت 8:8 PM  توسط سحر طلوعي  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin