1. تقابل دو تیم فوتبال رم و منچستر یونایتد از گونه رویارویی بازنده ها و برنده ها است، درست مثل فیلم "بیلیارد باز". روح روبرت روسن آرام باشد، فرگوسن و اسپالتی به خوبی از پس کارگردانی گونه 2008 و فوتبالی فیلم "بیلیارد باز" برآمدند. فرگوسن پیر نقش قمارباز حرفه ای را به خوبی به عهده گرفت، درست مثل بشکه مینه سوتای همیشه برنده حتی به هنگام شکست فیلم بیلیارد باز. در آن سو هم اسپالتی چیزی از ادی تند دست، قمارباز آماتور، زودجوش و عصبی آن فیلم کم نگذاشت. اسپالتی ما را یاد ادی همیشه بازدنده می اندازد؛ بازنده، حتی در مواقع برد.
2. حرفه ای ها نه رجز می خوانند و نه دستشان را رو می کنند. به صورتشان نگاه کنید، چیزی دستگیرتان نمی شود. چهره شان مثل یک تکه سنگ سرد و بی حالت است. حرفه ای ها از جنس مردان برنده اند. فرگوسن در بازی رفت رم و منچستر همین گونه بود. او تیمش را با سیاست چید. حرفه ای ها به آب و آتش نمی زنند بخصوص وقتی به ضیافت دعوت می شوند. حرفه ای ها آرام آرام جلو می روند و به موقع نیش می زنند. حرفه ای ها خودشان کارگردانی ماجرا را به عهره می گیرند. شاگردان فرگوسن رمی ها را به معنای واقعی کلمه "بازی" دادند. آنها در این دیدار ایتالیایی تر از خود ایتالیا بازی کردند.
3. آماتورها راه به راه رجز می خوانند، حریف را تحریک می کنند و دست آخر می بازند ، حتی آن هنگام که برنده از زمین خارج می شوند. آنها ذاتن بازنده اند، هرچند حرف از شکست رقیب بزنند. رمی ها اینگونه اند. رمی هایی که نشانی از رندی و احتیاط فوتبالیستهای ایتالیایی ندارند. آنها با شور و هیجان بازی می کنند، با اندک تحریکی از کوره در می روند و احساسشان را به رخ می کشند( شور و هیجانشان شاید برای کالچو و مقابله با اینتر و میلان و ... برگ برنده باشد، اما برای بازی در مرحله یک چهارم جام باشگاههای اروپا و آن هم برابر منچستر یونایتد خودکشی است). رمی ها پیش از بازی برای من یوها رجز خوانده بودند. دستهایشان را رو به آسمان گرفته بودند و برای مواجه دوباره با شیطانهای سرخ پوش خدا را سپاس گفته بودند. یعنی که گور فرگوسن پیر و شاگردانش را در المپیک پیش پای خدایان کنده اند... نه رمی ها عادت به بردن شیطانها ندارند. باخت فصل گذشته هفت بر یک در اولدترافورد با حیثیتشان بازی کرده و از آنها یک از پیش بازنده ساخته است. رمی ها تصمیم گیرنده نیستند. آنها منتظر بودند فرزندان فرگوسن برایشان تدارک ببینند.
4. رمی ها زمانی گل اول را می خورند که دفاع منچستر یونایتد ویدیچ را از دست می دهد. با این اتفاق فضا برای عرض اندام رمی ها مهیا است، اما رمی ها این کاره نیستند. زدن ضربه آخر و شلیک دقیق وظیفه ای است که شاگردان اسپالتی از عهده اش بر نمی آیند درست مثل ادی تند دست بیلیارد باز. آنها برای بازی انگیزه دارند، اما شخصیت برد، نه. چیزی که فرزندان فرگوسن اتفاقن دارند. آنها نه شور انگیز بازی کردند و نه مدام سودای فتح دروازه رقیب داشتند. آنها منتظر بودند پیروز شوند که شدند. فیلیپ مکسس توپ رونالدو را می گیرد، اما بی رقیب و مزاحم راهی اوت می شود. دروازه بان رم ضربه سر نچندان خطرناک پارک را می گیرد، اما جلوی پای رونی آن را رها می کند تا گل دوم هم وارد دروازه اش شود. این یعنی شخصیت بازنده. در عوض رونالدو و رونی برای گل زدن وارد میدان می شوند. گل می زنند و برنده می روند. این یعنی شخصیت برد.
5. اسپالتی برای به هم زدن معادلات ادی تند دست بازنده و بشکه مینه سوتای برنده تنها یک بخت دیگر دارد. او باید هفته دیگر جهنم اولدترافورد را برای بار سوم تجربه کند. حرفه ای ها خونسرد و آرام حرکت می کنند و صورت آماتورها همیشه خیس عرق است. خدایان المپ معجزه می کنند؟ نه فرگوسن پیر حتی می تواند آنها را هم جادو کند.